اصن همون بهتر که مال هم نشدیماصن همون بهتر که کارمون به ازدواج نکشید!اصن همون بهتر که تو اون سر دنیا گیر کردی و من این سر دنیا ول میچرخم!اصن همون بهتر...آخه میدونی؟ به نظرم اگه ازدواج میکردیم بدتر میشد. اونوقت تو میشدی از اون تیپ مردای جنس برتری که وقتی خسته و کوفته از سر کار برمیگردن قبل از هرکاری تلویزیونو روشن میکنن و میشینن مثلا پای مستند حیات وحش و از شکار آهو به دست ببر لذت میبرن!!! و من که مثلا جنس لطیف ترم و از این چیزا میترسم مجبور میشم یه کتاب بگیرم دستمو بخزم لابه لای صفحه های کتاب که واسه آهوی بدبخته شکار شده زار زار نزنم زیر گریه!!!یا وقتی مستند دیدنت تموم شد جا اینکه سرتو بیاری بالا و ببینی من چجوری دارم از ترس به خودم میلرزم از دست آقا ببره! سرتو ببری تو جدولای نصفه نیمه ت و شروع میکنی به پر کردن خونه های خالی جدولت و من احتمالا مجبورم برم تو آشپزخونه مشغول پخت و پز شم تا نبینم این همه بی رحمی نگاه های خسته تو!یا اینکه وقتی از جدول پر کردن خسته شدی و حوصله ت سر رفت گوشیتو بگیری دستتو سر گرم بالا پایین کردن صفحه های توی گوشیت بشی و دنبال تکنولوژی برتر و روز دنیا بگردی و من باز برم یه گوشه بخزم لا به لای صفحه های یه کتابه غریبه!!!تازه بعد همه ی اینا ... چایی عم که نمی خوری تا به بهونه ی آوردن یه چایی قند پهلو بخوام بهت نزدیک شم و کنارت بشینم و مثلا شروع کنم از تعریف کردن اینکه امروز همسایه بغلی چی گفت و همسایه بالایی چی کردو فلان سلبریتی چطور رابطه شو شروع کرد و فلان ادم چجوری داره تو یه عشق بی سرانجام دست و پا میزنه!!!تازه اگه بخوام اینارم بگم که تو اهل شنیدنش نیستی چون ذهنت گیر کرده بین بالا رفتن نرخ طلا و سرمایه گذاری تو فلان کشور و گرفتن دخترک ونوسی...
ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 11:32